محرم امده بود شور حسيني در هر كوي وبرزن ونواي ياحسين در دشت وديار آسمان وزمين غوغا ميكرد
همه به دنيال اين بودند تا اخر هفته از راه برسد وهر كسي به شهر وولايت خودش برگرددودر انجا مراسم عزاي اشرف اولاد ادم را در بهترين شكل برپا كند.
اهالي تترستاق هم سراز پانشناختند و ونمي شناسند وبسيار با مرام وباسخاوت ومعتقد ومتدين ودر اين راه هم رسمي به تمام معنا نيكودارند
اين تازه رويه نخست سكه ي محرم است اين رويه هر چه هست از تعصب وغيرت زياد اهالي به اعتقاداتشان و مرام وسلوك وآيين شان است نه تنها محرم بلكه در همه شئونات اين مردم رگه هاي تعصب وغيرت موج ميزند وبسي مايه ي فخر است اگر چه روستاهاي بخش بلده با مهاجرت سنگين وتعطيلي كسب وكار ور باغ وكشت وزرع ومال و حشم و حتي دام ومرتع را رها كردند وبه شهر پناه بردنداما
تعصب وغير نگذاشت باغ وكشت زارها را رها كنند اگرچه بسياري از زمبن هاي زراعي ميانده وكلد وو...خشك وبي كشت رها شده اما دامداران ما وچوپانان غيور ما هنور دسته چوب خود را بر زمين نگذاشتندحتي اناني كه چوپاني را رها كرده اند باز هم تابستان وبعضي ماه هاي سال به سمت دام مي آيند
اما دارم زيادي به حاشيه مي روم خواستم از نماي اول سكه از غيرت خوب وهمت عالي مردمانمان بگويم محرم امسال همانند سال گذشته بود اما امسال هوا هم گويي وفق مراد عزاداران نبود وسرماي شديد ومه سنگين وباران شديد بود وكوچه بس كوچه هاي گل آلود و(تيل تپيل)
اما نماي دوم سكه محرم هرچه هست از بي تدبيري وتظاهر و تساهل وگاهي هم بي توجي و گمگشدگي ايمان واعتقا پاك در ميان عداه اي بيشمار از جوانان و....ما اگر چه اين شايد در همه جا مرسوم باشد اما در روستاي ما شكل ديگريست .شب نهم ودهم شب هاي سرد وباراني نه مرثيه خواني قابل داشتيم ونه مداح ذاكر ونه سخنگوي وخطبه خوان كامل اگر چه مداح خوب هم بود وما از صداي شيوايش بهره برديم هر چه بود از نذورات وخوردني ها وهر كه از راه ميرسيد با خرما ونان خشك وبيسكوييت وحلوا و...
شب نهم البته من در كيامحه بودم وچندان خبري از عزيزان اسحق محله ندارم اما تنها چند لحظه اي از مداح خوب وتوانمندي كه اصالتا از دودمان ما كيامحلياست كه در آب اسك زندگي ميكند وبر اساس نذرو دعوت جناب آقاي غلامعلي كياني بخاطر شامدهي مارا به كوشه وكناري از فيض رسانيد .عصر روز نهم بنا به تصميم بزرگان كيه واسحق قرار است گروه سينه زني اسحق به كيا محله بيايند ومراسمي در قبرستاني كيامحله وسپس در كنار آرامگاه هاي شهدا برگزار كنندما هم بر اساس نذر مادرم بايد هر سال چنين روز شير وشربت و...نذري به عزاداران بدهيم واسپند دود كنيم اما من مي مانم ومادرم وبرادارانم فقط قصد سينه زني دارند وگمان مي كنند امام حسين در كنار سينه زنان ايستاده واينجا خبري نيست البته تقريبا همه اهالي كيامحله در كنار دروازه بساط نذري اماده كرده بود ند كه ناگهان صداي مداحي وبلند گو از بالاي كيامحله كنار ايستگاه تلوزيوني به سمت لارسر در مه شنيده مي شد همه متعجب از اين كار وما مانديم چطور بساطمان را ونذر مان را ادا كنيم هر چند سخت بود ولي انجامش داديم كهنسالان وبزرگان اسحق از مسير قبلي وهر سال از كوچه بس كوچه كيامحله عبور كردند و....و ومديران ارشد هم دسته را به سمت بالا هدايت كرده وخودشان رااز مسير قبل به كيامحله رساندند تا از دور تماشاكنند چه كار باارزشي كردندمادرم وبسياري از زنان در هواي سرد آنقدر ايستادند ولرزيدند تا عزاداران از راه برسند
اما من نظرم اين بود اگر در شب نهم ودهم در خانه ام بنشينم وبه ياد آن بزرگ مرد صحنه ي كربلا وخاندانش حرفي نزنم ومحزون باشم ودر كنارش از تلوزيون صحنه ي عزاداري برادران ترك را مشاهده كنم كه از ميان هزاران نفر نه طبلي ونه شيپوري ونه هيچ چيزي ديگربي فك كنم امام حسين يه هزارم درصد نگاهي به ما ميكند تا در خانه عزاداري آن امام بزرگ مثل يك روز در تفريح وتفرج وخوشباشي لحظه هايمان را بگذارانيم چهار شنبه وپنج شنبه اهالي كرسي با مي ني بوس حسين سليماني وعده اي با آژانس وعده اي با ماشين هاي شخصي هر طوري بوده خودشان را به كرسي رساندند
اماشب دهم هم به همين منوال گذشت ناگهان پشت تريبون اطراف منبر قدو نيم قد هر كدام ورقه اي وكتابي و...بايد در صف طولاني مرثيه خواني منتظر باشند تا چه كسي دوضرب وسه ضرب وتك ضر به مذاق سينه زنان خوش بيايد وان لحظه خروش سينه زني حاصل شود..........هان كسي هست كه مرا ياري كند؟جمله امام در روز عاشورايي كه هنوز از تپه هاي تيرستاق سرازير نشده به فكر ان هستند كه چه ساعتي با چه كسي بايد روانه شهر شوند .
شب دهم شب مجلس شوراي ودهيار و انجمن ها وحساب وكتاب مسجد ودخل وخرج هاست نه شب عزاداري و گريه وزاري زنان در مسجد ي بافضاي كوچك وپر تراكم انقدر فشرده نشستند وآنقدر سروصدايشان بلند است كه خودشان از آمدن به روستا وعزاداري احساس خوبي ندارندومعترضند.شب دهم هم تا پاسي از شب گوش به سخنان اقايان فضل ا..شكري وعلي دهقان سپري شدو من به سمت خانه رفتم ونفهميدم تا كجا پيش رفت.اما امشب در كيا محله كار خوبي انجام شد كه ريشه اش در برنامه هاي چند سال پيش اسحق محله بود يعني از اوجا ناشي ميشد اين بود كه هيئت عزاداري باب الحوايج از سه نفر از زحمت كشان حسينيه با اهداي جايزه اي تقدير شد نفر اول كي غلامحسن يا عموغلامحسن اكبري بود كه البته من به ياد ندارم كه مداحي ومرثيه خواني كرده باشد وبيشتر جوانان هم نديدند اما بدون كتاب ونوشته مرثيه ي بسيار زيبايي در باره ي حضرت عباس از حفظ خوانده كه با سينه زني خوب جوانان مواجه شده نفر البته بيسواد است وقابل توجه مرثيه خوانان جوان ما گاهي باكتاب هم نمي توانند بخواننددوم جناب كي عباس شعباني بوده كه سالهاست در ساقي خانه يا آبدار خانه مسول چاي وشستن استكان وظرفهاست البته به همكاري دوپسرش ونفر سوم موذن تازه آشنايي چنان اذان مي گويد كه گويي موذن زاده اردبيلي در حال اذان گفتن است كه با لحن واوايي جذاب اذان مي گويد وان كي شعبان ذوقي پدر بنده حقير مي باشد.
اما شب دهم باران شديدي گرفت ومه سنگين .روز دهم در هواي سر ومه الود ونيمه باراني به هرصورتي كه بود بعد از رفتن به اسحق محله خودشان را به تيرستاق رساندند
اما كار تازه كيا محلي ها هم در نوع خود جالب بود يك گروه را درست كرده بودند مانند اسيران كربلا ويك نفر هم مانند شمر بالباس هاي مبدل ودر نوع خود سوزناك بود واين گروه تا تيرستاق هم امده بودند اسيران، بچه ها وجناب شمر هم از بستگان، مرد بزرگسال بود.در حين راه كه به تيرستاق ميرفتيم عد ه اي از جوانان اسحقي را ديدم با پاي برهنه ولخت در ميان عزاداران بودند همه و.همه به تيرستاق آمده بودند زن ومرد پير جوان غريبه واشنا همه وسينه زني باشكوهي در حياط مسجد تيرستاق وگرد امام زاده پير بزرگوار ع برگزار كردند
مراسم عزاداري هر سال در حياط مسجد با برنامه ريزي از قبل تهيه شده به پيش ميرود
ابتدا تلاوت قران بعد مداحي وبعد سخراني ملا.
تلاوت قران هر سال نوبت يك روستاست سال قبل نوبت كرسي بود كه خودم توفيق داشتم تلاوت كنم وامسال نوبت تيرستاق بود وسال بعد نوبت رزن وهمين طور مداحي وسخنراني ملا
پذيرايي گرم خادمان مسجد تيرستاق در نوع خود جالب است چون كه با تمام احترام وسعه صدر از عزاداران پذيرايي مي كنند معمولا بيشتر اهالي كرسي نان وپنير وحلوا وخرما را براي نذري وتبرك مي برند اماامسال از بد شانسي حلواي شيرين وخوش مزه تيرستاق گيرم نيود گفته بودند تمام شد.
صداي هلهله وطبل سينه زني ومداحي از ميان مه در تيرستاق غوغايي بود
عصر عاشورا نميدانم كي نهار را خورده صداي بوق مي ني بوس حسين سليماني محله را پر كرده بود.
عصر عاشورا كيامحله اي ها كا ر نوي ديگري كردند ان بر پايي خيمه وآتش زدن خيمگاه در ميان مه وباران حال وهواي ديدني وسوزناكي به خود گرفت ودر نوع خود جالب بود جادارد از كارگردان اين كار باارزش آقاي صادقي وقاسمي تشكر كنم واز هيت امناي تكيه هم تشكر كنم كه در اين كار نهايت همكاري را كردند
اما فرداي روز عاشورا گويي روز ديگريست آسمان نيلي وكبود هوا صاف وزلال وشفاف وخورشيد يكه تاز روز پاييزي بود وناگهان بيشتركيامحلي ها راديدم رفته بودند باغ مشغول كاشت سير بودند عجب هواي لطيف وزيبايي كوه هاي آرنگ ولاجار آرام وباشكوه با قله هاي سپيد وبرفي چشم انداز بي بديلي را به نمايش گذاشته بود چه كوه وييلاق باصفايي داريم هر چه به اين مناظر نگاه ميكنم سير نميشوم مي دانم شما هم همين نظر را داريد
اين بود پرونده محرم سال نود ودو هرچند گزيده بود وخلاصه.
اگر چه از جزييات برنامه هاي اسحق محله ننوشتم به خاطر بي اطلاعي بود وحضور نداشتن، اميدوارم در سال هاي بعد بيشتر ازاين عزيزان و اهالي رزن وتيرستاق هم بنويسم.يادم رفته بود امسال رزني ها بسيار كم بودند شايد چهل نفر هم نميشدند.